Loading presentation...

Present Remotely

Send the link below via email or IM

Copy

Present to your audience

Start remote presentation

  • Invited audience members will follow you as you navigate and present
  • People invited to a presentation do not need a Prezi account
  • This link expires 10 minutes after you close the presentation
  • A maximum of 30 users can follow your presentation
  • Learn more about this feature in our knowledge base article

Do you really want to delete this prezi?

Neither you, nor the coeditors you shared it with will be able to recover it again.

DeleteCancel

Make your likes visible on Facebook?

Connect your Facebook account to Prezi and let your likes appear on your timeline.
You can change this under Settings & Account at any time.

No, thanks

Untitled Prezi

No description
by

maryam azimzadeh

on 1 January 2013

Comments (0)

Please log in to add your comment.

Report abuse

Transcript of Untitled Prezi

حکیم
عمرخیام khayam حکیم عمرخیام

دوران کودکی خیام





خواجه امام الحق حكیم عمر بن ابوالفتح عمربن ابراهیم خیامی مشهور به خیام, فیلسوف, ریاضی دان, منجم, پزشک،شاعرو یكی از بزرگترین دانشمندان ایرانی واز مفاخر ملی ایران است كه در 12 محرم سال439ه.ق در نیشابور متولد شد.بواسطه اینکه پدرش خیمه دوز بود به وی لقب خیام دادند.کودکی خیام با کهن سالی ابن سینا و ابوریحان بیرونی همراه بود.بسیاری از اندیشه های علمی خیام تحت تاثیر افکار ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی می باشد. اورا به عنوان جانشین ابن سینا و استاد بی بدیل فلسفه طبیعی (مادی)،ریاضیات و منطق و متافیزیک می نامند. نظامی عروضی سمرقندی اورا "حجة الحق" و ابوالفضل بیهقی او را "امام عصر خود" می نامیدند.



،\\\\پپپپپپپپپپپپ

پنت شش سالکی /متئارتااکتن..نتا.نا.نتان.ناذنتاذ.

حکیم عمر خیام سنین پنج وشش سالگی را در حالی پشت سر گذاشت که پدرش ابراهیم با کوره سوادی که داشت کم کم احساس می کرد که برا ی بیشتر سوالات او پاسخ کاملی ندارد. وی در فاصله حدود سه ماه, قرا ئت ظاهر قرآن را به خوبی آموخت . پدرش در نظر داشت که عمر را به مکتبی بسپارد به همین جهت به مدرسه ی علمیه ای در کنار مسجد جامع بود رفت, ودرآنجا دروس مقدماتی از قبیل خواندن پارسی, خواندن قرآن, مقدمات عربی- مقدمات حساب, احکام فقهی وکمی ادبیات وعربی تدریس می شد. عمر در کمتر از فاصله ی دوسال همه ی دانستنی های مقدماتی را که طلاب و کودکان دیگر در فاصله چند سال می خواندند, فراگرفت. سر عت او درفراگیری به قدری شدید بود که مولوی قاضی محمد شخصا به پدرش پیشنهاد کرد تا عمر را به مکتب " خواجه ابوالحسن انباری " حکیم وریاضی دان معروفراهنمایی کند.

هشت سالگی

خیام در مکتب قاضی ابو الحسن انباری, مبانی واصول هندسه, ریاضیات وهیات را آموخت.

,. نبوغ, ذهن باز, قدرت تجزیه وتحلیل چشمگیرعمرزبانزد همگان شده بود ودربدو ورود توجه خواجه را نیز به خود جلب کرد. خواجه مبانی واصول هندسه, ریاضیات وهیات را به عمر آموخت.

که پس از مدتی خود قاضی ابوالحسن انباری, از هوش ودقت نظر وذکاوتی بسیار بیشتر از همه شاگردان برای پدرعمر سخن گفت وبیان کرد که تنها نباید وی رابه همین مکتب بفرستد بلکه برای تحصیل علوم حکمت, عرفان, اخلاق وتکمیل معلومات قرآنیه به مکتب " امام موفق نیشابوری" برود تا از نفس مبارک واخلاق مهذب ایشان هم بهره گیرد, همچنین اگر بتواند پس از تکمیل این دروس به محضرجناب ناصرالمله والدین " شیخ محمد منصور" برای تحصیل فلسفه حاضر شود.

دوران نوجوانی

عمر اکنون جوانی رشید, اما بسیار مودب نکته سنج وکم سخن بود. در این ایام شوق تحصیل در مکتب بزرگترین دانشمند نیشابور سراسر وجودش را فراگرفته بود.عمر به مکتب امام موفق نیشابوری راه یافت و باشوقی وافر آنچه را که استاد تدریس می کرد به خوبی می آموخت, ضمنا هم زمان با این مکتب, پس از پایان یافتن تحصیل ازمکتب خواجه ابوالحسن, راه محضر شیخ منصور, استاد سنایی شاعر معروف نیز به روی وی باز شد. در خشش بنیه ی علمی عمر آنچنان بود که هر چند از لحاظ سنی, از سایر همشاگردیهای خود کوچکتر بود ولی آنان را وامی داشت تا اولا به او احترام بگذارند,

شاگرد بوعلی

تحصیل عمر خیامی نزد استادش "محمدمنصور" که درفلسفه ی عصر خویش استادی نامور بود , شور وحالی دیگر داشت. دراین مکتب, عمر خیامی با کتب ابن سینا وآراء این فیلسوف نابغه آشنا شد وچنان شیفته ی آثار وی گردید که مطالعه ی کلیه ی آثار بوعلی سینا را وجهه همت خویش قرار داد وبه تدریج آنچنان در شناخت آراء الهی, فلسفی وعلمی بوعلی تبحـّر پیدا کرد که او را شاگرد بوعلی نامیدند, به گونه ای که هر کس درآثار وافکار بوعلی سوالی داشت به عمر خیامی رجوع می کرد. خیامی تقریبا اکثر نظریات بوعلی را بااستنباط های خود منطبق می دید.

مهاجرت به سمرقند

سپس به سمرقند مهاجرت كرد ودر این زمان دو رساله تحریركردوی رساله هایی را که به تحریر در آورده بودرا به ابوطاهرعبدالرحمن احمد(484_430)قاضی القضات سمرقند تقدیم كرده و مورد توجه وحمایت ابوطاهر وسایر بزرگان سمرقند قرار گرفت.در آنجا كتاب بی نهایت مهم جبرومقابله را به زبان عربی نوشت.



سفر به بلخ

روزی از مسافری دانشمند که از بلخ می آمد وبرای کسب و تجارب بیشتر جهانگردی می کرد شنید که در شهر بلخ, مدارس علمی وسیع تری وجود دارد, به ویژه نام کتاب "مخروطات" نوشته "آپولونیوس" ریاضیدان معروف یونانی را نیز شنید, که نسخه ای از آن در تملک یکی از مشاهیر شهر بلخ است, خیام به شوق دیدن آن کتاب واحتمال اجازه ی نسخه برداری از آن راهی بلخ شد.

قصد سفر به ری

خیام پس از مدتی که در بلخ زیست وبا علوم آن مرکز آشنا شد, تصمیم داشت که برای تکمیل دانش خود به " ری" برود که ناگهان قاصدی از نیشابور رسید وبیماری سخت پدر را به او خبر داد.خیام نیز با عجله اسباب سفر مهیا کرد وبدین منظور که بار دیگر چهره پدر راببیند عازم نیشابور شد. وقتی خیام به نیشابور رسید , ابراهیم هنوز رمقی داشت, وهنوز شب به پایان نرسیده بود که دست در دست عمر وسربر زانوی فرزندش جان سپرد.

شهرت.

مثلث خيام که به مثلث عروس هم معروف است سالها در معماری و غيره که احتياج به زاويه ی90 درجه بوده ، مورد استفاده قرار می گرفته است. اضلاع اين مثلث قائم الزاويه 3 و 4 و 5هستند.

خيام دانشمند بزرگی بود که تمام عمر خود را به تحقيق و کسب علم و دانش گذراند. او همچنين تحقيقاتی در فلسفه کرده است.

ستاره خوانی را از جنبه های نامطلوب شغل خویش می شمرد و به ندرت پیشگویی می كرداما به شهادت تاریخ همواره پیش گویی هایش درست از آب در میامد.

به گفته علی بن القاضی_الاشرف یوسف القفظی(در اخبار الحكما)علامه زمان بود وبه تدریس تمام علوم یونان می پرداخت.و موسیقی دان بزرگی در عصر وزمان خود بوده و كتاب شرح المسائل من كتاب الموسیقی را نوشته.





کتاب های او در خارج از ایران

كتاب اقلیدس او در كتاب خانه لیدن هلند است ,رساله وجود وی در موزه لندن,رساله جسم مركب او در كتابخانه آلمان است,



نحوه وفات

خیام دستی به عصا و دستی در دست "مینوچهر" نوه ی خویش در باغ قدم میزد. ناگهان در اندرون خیام صدایی ناشناخته وگنگ این جمله را بریده بریده فریاد زد , بالاخره باید برگردند... باید... برگردند... انالله... انالله... واناالیه راجعون... راجعون... راجعون....

خیام همانجا نشست, دیگر پایش توان حرکت نداشت... سپس خیام به بستر برگشت

امام محمد بغدادی و یکایک بزرگان و افراد فامیل بحضورش رسیدند.



خیام در جملاتی کوتاه , به آنان توصیه کرد که انسانیت , ایمان وعمل صحیح را که نتیجه اش همزیستی مسالمت آمیز و جامعه ای پاک وبی منازعه است در نظر داشته باشند وبرای هیچ چیز در دنیا ارزش قائل نشوند وهمه چیز را رعایت وامانت بدانند. از همه شما می خواهم که هیچکس در مرگم زاری نکند. زیرا من به اندازه ی کافی زندگی کرده ام وهیچ آرزویی ندارم جز آنکه پاسخ مشکلاتم را پیدا کنم و میدانم که پاسخ آنها را در این جهان نمی یابم. مراسم تشییع جنازه وسایر مراسم سنتی را درساده ترین صورت ممکن برگزار کنید وبگذارید همچنانکه در زندگی ام سکوت وآرامش را دوست داشته ام , مرگم باعث بیدار شدن کودکی از خواب , یا پریدن بیماری از بستر نشود. شما بدانید که من خدا را به همان اندازه که برایم ممکن بود شناختم وامید وارم همین شناخت برای من بس باشد. بار دیگر شما را به دوستی یکدیگر توصیه می کنم.ضربات نبض کند وکند تر شد وبعد قطع شد , حکیم عمر خیام در در ۴ دسامبر سال ۱۱۳۱ میلادی در شهر نیشابور دیده از جهان فرو بست.



خیام و شعر

خیلی ها عمر خیام را از روی شعرهایش که ساده و پر معنی است می شناسند . می گويند وقتی عمر خيام از تحقيقات خسته می شده است و می خواسته استراحت کند، به شعر گفتن می پرداخته است و اغلب نتيجه ی تحقيقات فلسفی خود را در دو بيت به صورت رباعی می نوشته است. حافظ هم بسیار تحت تاثیر اندیشه های وی قرار داشته و شباهت های معنایی بسیاری میان مفاهیم دیوان حافظ و رباعیات وی وجود دارد. صادق هدایت هم بسیار دلبسته خیام بود.

رباعیات خیام به زبان های سوئدی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و بسیاری از زبان های زنده ی دنیا ترجمه شده است .

يک چند به کودکی به استاد شديم

يک چند ز استادی خود شاد شديم

پايان سخن شنو که ما را چه رسيد

از خاک در آمديم و برباد شديم

افسوس که نامه ی جوانی طی شد و آن تازه بهار زندگانی طی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شباب افسوس ندانم که کی آمد کی شد

ماييم که اصل شادی و کان غميم سرمايه ی داديم و نهاد ستميم

پستيم و بلنديم و کماليم و کميم آيينه ی زنگ خورده و جام جميم



گويند کسان بهشت باحورخوش است من می گويم که آب انگورخوش است

اين نقد بگيرودست از آن نسيه بدار کاواز دهل شنيدن از دورخوش است



خیام و ریاضیات

در سن 22سالگی کتابی در خصوص معادلات درجه 3 به زبان عربی نوشت. "رسالة فی البراهین علی المسائل الجبر و المقابلة" و آن را به دوست خود خواجه نظام الملک تقدیم کرد.خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده‌است و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کردو به حل هندسی آنها توفیق یافت.این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون وسطائی و احتمالاً برجسته‌ترین آنها در این علم است. او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند.آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.

تأثیرگذارترین و مهمترین اثر ریاضی خودرابه نام "رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس" را که در مورد خطوط موازی و نظریه نسبت ها بود تألیف کرد.او در این کتاب اصل موضوعه پنجم اقلیدس را درباره قضیه خطوط متوازی که شالوده هندسه اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. به نظر می‌رسد که تنها نسخه کامل باقیمانده از این کتاب در کتابخانه لایدن در هلند قرار دارد.



درکتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد "رساله مشکلات الحساب" هرچند این رساله هرگز پیدا نشد اما خیام خود به این کتاب اشاره کرده‌است و ادعا می‌کند قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a + b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب است. بنابرین از دیگر دست‌آوردهای وی موفقیت در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای (بینوم نیوتن) است که البته تا سده قبل نامکشوف مانده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» نامیده می‌شوند. نوشتن این ضرایب به صورت منظم مثلث خیام - پاسکال را شکل می‌دهد که بیانگر رابطه ای بین این ضرایب است.

خیام و نجوم



سال ۴۶۷ در زمان سلطنت جلال الدین ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک چون خواستند ترتیب تقویم یعنی محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانین نجومی و دقیق معین کنند 8 نفراز دانشمندان آگاه به علم نجوم را برای این کار انتخاب کردند که سرپرستی این گروه برعهده خیام بود.آنها مامور بودند تا محاسبه را ترتیب دهند و این محاسبه درست ترین و دقیق ترین محاسبه سال شماری و معروف به تقویم جلالی است. تقویم شمسی که در زمان جلال الدوله ملکشاه سلجوقی تاسیس شد و در قسمت اعظم ایران رواج یافت،همان تقویمی است که امروزه رایج است.مبدا این تقویم روز جمعه ۹ رمضان ۴۷۱ هجری قمری است. سال جلالی از اول بهار آغاز می شود و ۱۲ ماه ۳۰ روزه و ۵روز اضافی به دنبال ماه دوازدهم دارد. روز اول سال جلالی یعنی روز ورود خورشید به اعتدال بهاری با روز ورود خورشید به نخستین درجه حمل انطباق یافت.با این قرارداد سال جلالی به عکس سال مسیحی که در هر ۱۰ هزار سال قریب۳روز با سال شمسی اختلاف پیدا می کند،همیشه مطابق با سال شمسی قرار دارد و آن را می توان دقیق ترین تقویم جهان دانست. سالهای کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند وکبیسه کردن موقوف به نتایج رصد هر سال است....

خيام برای اولين بار فاصله ی زمين تا ماه را با استفاده از هندسه ، جبر و ستاره شناسی ( نجوم ) محاسبه کرد.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران دانست. وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه نمود.



بزرگداشت خیام

بنا به روایتی روز ۱۸ ماه می مصادف با سالگرد تولد حکیم عمر خیام دانشمند برجسته ایرانی می باشد و به همین مناسبت مراسم بزرگداشت وی نیز در همین روزها در دانشگاه آکسفورد برگزار شد. با این وجود متاسفانه در داخل کشور کمتر نامی از وی برده می شود و یا مراسم بزرگداشتی در خور مقام علمی و شخصیت بارز جهانی وی برگزار می شود.

خیام و پزشکی

پایه اصلی شهرتش پزشكی و تنجیم بود. به عنوان حاذق ترین پزشك روزگار برای معالجه سلاطین مقتدر سلجوقی به دربار میرفت,معالجه اش بر روی سنجر سلجوقی معروف است. روایت شده است که او توانسته سلطان سنجر را که در کودکی گرفتار مرض آبله شده بود را شفا دهد.

وقایع تاریخی زمان خیام

در زمان زندگی وی وقایع مهمی همچون جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه و شکوفایی حکومت سلجوقیان رخ داده است. از مشاهیر همعصر وی می توان به خواجه نظام الملک و حسن صباح اشاره نمود که افسانه هایی نیز در رابطه با ارتباط آنها بیان شده است. خیام سفرهایی به بلخ، ری، مکه و اصفهان داشته و مدت 18 سال در اصفهان زندگی کرده است.

تالیفات

آثار خیام در زمینه های گوناگون عبارتند از:

1- میزان الحکمت در باره فیزیک که راه ‌حل جبری مسالهٔ تعیین مقادیر طلا و نقره را در آلیاژ معینی به وسیلهٔ وزنهای مخصوص بدست می‌دهد

2- لوازم الامکنت در باره هواشناسی

3- نوروزنامه درباره رسوم و اعیاد ایرانی بویژه تاریخ و آداب و سنن ایرانیان در نوروز، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده‌است. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن

4- رساله ای در جبر و مقابله که با تلاش دانش پژوهان اروپایی در سال ۱۷۴۲ در یکی از کتابخانه لیدن در هلند یافته شد. این کتاب در۱۸۱۵ توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد

5- رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در بارهٔ معادلات درجهٔ سوم.

6- رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها

7- قسطاس المستقیم

8- رسالهٔ مسائل الحساب، این اثر باقی نمانده‌است.

9- القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری دربارهٔ موسیقی.

10- رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال ۴۷۳ نوشته‌است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری بسال ۱۲۳۰ و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال ۱۹۳۳ میلادی چاپ شده‌است.

11- رساله روضة‌القلوب در کلیات وجود

12- رساله ضیاء العلی

13- رساله‌ای در صورت و تضاد

14- ترجمه خطبه ابن سینا

15- رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب

16- رساله مشکلات ایجاب

17- رساله‌ای در طبیعیات

18- رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی

19- رساله نظام الملک در بیان حکومت

20- اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن بدست آمده‌است.

21- رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود ۲۰۰ چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده.

22- عیون الحکمه

23- رساله معراجیه

24- رساله در علم کلیات

25- رساله در تحقیق معنی وجود

خیام و نجوم

خیام تالیفات و ایده های بسیاری نیز در زمینه نجوم دارد. در سال 1073 سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی از خیام به همراه دیگر دانشمندان بنام هم عصر وی به منظور تاسیس و اداره رصد خانه دعوت به عمل می آورد و به همین منظور وی به اصفهان رفته ومدت 18 سال در آنجا زندگی می کند. در این مدت خیام و همکارانش موفق به اندازه گیری طول سال خورشیدی به میزان 365.24219858156 روز می شوند که فقط دارای یک ساعت خطا به ازای هر 5500 سال است در حالیکه تقویم گریگوری که 4 قرن بعد در اروپا تنظیم شد دارای یک روز خطا در هر 3330 سال است. همچنین حکیم به همراه همکارانش تصحیحات و اصلاحات فراوانی را بر تقویم پارسی که بر مبنای تقویم هندی پایه ریزی شده بود انجام دادند که در نهایت در 15 مارس سال 1079 سلطان ملکشاه این تقویم را به عنوان تقویم رسمی ایرانیان پذیرفت. این تقویم که به تقویم جلالی معروف است از قرن 11 میلادی تا اوایل قرن بیستم در ایران استفاده می شد و همچنین مبنای اصلی تقویمی است که امروزه در ایران و افغانستان استفاده می شود. گفته شده که خیام به تئوری خورشید مرکزی و چرخش زمین به دور آن معتقد بوده است. خیام در رسالات مربوط به نجوم بیان داشته که زمین به دور محور خود می چرخد که این امر پیدایش روز و شب را موجب می شود:

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم فانوس خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغ دان و عالم فانوس ما چون صوریم کاندر او حیرانیم

همچنین وی معتقد بوده که ستارگان اجرام ساکنی در فضا می باشند چرا که اگر آنها به دور زمین می چرخیدند بواسطه جرم بزرگشان سوخته و تبدیل به خاکستر می شدند. بعضی از ایده ها و نظریات خیام در علم ستاره شناسی و نجوم در زمان رنسانس به اروپا منتقل شد و زمینه و پایه تحول علم نجوم در جهان مدرن گردید.



خیام و شعر

خیام در دوران زندگی خود بیشتر در زمینه های علمی مشهور بود و معاصرانش اطلاع چندانی از رباعیات وی نداشتند. به همین علت هم بسیاری از اشعاری که امروزه به وی منتسب است از آن وی نمی باشد. شهرت جهانی رباعیات خیام مدیون ادوارد فیتزجرالد استاد انگلیسی فلسفه و علوم تجربی دانشگاه دوبلین است که رباعیات خیام را از روی نسخه ای که در کتابخانه بودلیان آکسفورد دارای تاریخ کتابت 856 استنساخ و ترجمه کرد. وی در این مجموعه 101 رباعی از خیام را ترجمه کرده که در میان آنها رباعیات منتسب نیز یافت می شوند. این ترجمه بی نطیر نخستین بار در سال 1859 چاپ شد که به عنوان یکی از شاهکارهای ادبی انگلیس شناخته می شود و به گونه ای در اروپا و آمریکا مورد استقبال واقع شد که در حدود 50 سال 139 ابار تجدید چاپ شد و همچنان این استقبال تداوم دارد. معتبرترین نسخه های ایرانی رباعیات خیام در ایران را صادق هدایت و محمدعلی فروغی گردآوری کرده اند که بر اساس تدوین فروغی 57 رباعی بطور مسلم به خود خیام تعلق دارند.

از ویژگی های عمده اشعار خیام می توان به ایجاز بواسطه کوتاهی سخن و بیان مطلب به کاملترین شکل آن،

سادگی در عین سلاست و شیوایی و آهنگ لطیف شعر آنهم در زمانی که شعر پارسی تحت تاثیر شعر عربی دچار زیاده گویی، تکلف و اغراق شده بود، عمق مطالب و معنا به گونه ای که ظریفترین و نغزترین مسائل مربوط به هستی و بشر را به زیباترین و عمیق ترین شکل آن بیان می دارد، اشاره کرد.از دیگر امتیازات شعر خیام می توان به نوآوری وی و عدم تقلید او از پیشینیان اشاره کرد. ظرافت طبع خیام تا بدانجاست که به گفته صادق هدایت حتی سعدی و مولوی و حافظ هم در بیان مسائل و معانی مشابه قادر به سرودن اشعاری هم قدر و هم وزن شعر خیام نشده اند.



خیام و فلسفه

خیام دارای نظریات فلسفی با ارزشی بوده است که در قالب رسالات منعدد و رباعیات خود آنها را بیان داشته است. وی در این زمینه در موارد بسیاری از ابوعلی سینا پیروی می کند با این حال دارای نظرات فلسفی مختص به خود نیز می باشد. بی شک رباعیات وی به واسطه عدم اطلاع معاصران از آن مجال بیشتری برای بیان نظرات فلسفی به وی داده است.

وی با وجود اینکه منجمی بنام بوده و اطلاعات فراوانی در زمینه ستاره شناسی دارد تقدیر بشر بر مبنای افلاک و پیش بینی حوادث بر اساس حرکات ستارگان و مباحثی از این دست همچنین قضا و قدر را قبول نداشته و می گوید:

اجرام که ساکنان این ایوانند اسباب تردد خردمندانند

هان تا سررشته خرد گم نکنی کانان که مدبرند، سرگردانند



با چرخ مكن حواله كاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

در گردش خود اگر مرا دست بدی خود را برهاندمی ز سرگردانی

او بر خلاف کسانی که انسان را محور عالم می پندارند و سالها پیش از اینکه نظریه تکامل بسیاری از عقاید را در باره خلقت انسان و جایگاه او در دنیا به هم بریزد بیان می دارد که:

یک قطره آب بود و با دریا شد یک ذره خاک با زمین یکجا شد

آمد شدن تو اندرین دنیا چیست آمد مگسی پدید و ناپیدا شد



از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود کاوردن و بردن من از بهر جه بود؟



ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز

بازیچه همی کنیم بر نطع وجود رفتیم به صندوق عدم یک یک باز



در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش



وی در باره مباحثات فلسفی و درگیری های ذهنی بشر در باره هستی و چیستی آن که گاهی مواقع منجر به موضع گیری هایی می شود که عده ای خود را حق مطلق پنداشته و دیگران را در مسیر باطل، می سراید:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما، نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده، گفتگوی من و تو چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من



آنانکه محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه ای و در خواب شدند



چون نیست مقام ما در این دهر مقیم پس بی می و معشوق خطائیست عظیم

تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم

همچنین خیام نقدی صریح در زمینه زهد ظاهرانه و ریاکاری و تزویر دارد:

ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هوشیارتریم

تو خون کسان می خوری و ما خون رزان انصاف بده، کدام خونخوارتریم



گر می نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می می نخوری صد لقمه خوری که می غلام است آنرا

وی در مورد بهشت و جهنم و عذاب و پاداش اعمال و رفتار انسانها نیز نظر جالبی دارد:

بر من قلم قضا چو بی من رانند پس نیک و بدش چرا ز من می دانند

دی بی من و امروز چو دی بی من و تو خود را به چه حجتم به داور خوانند؟



گردون نگری ز قد فرسودهی ماست جيحون اثری ز اشک پالودهی ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهودهی ماست فردوس دمی ز وقت آسودهی ماست

در مورد علت آفرینش و غایت آن وی سوالاتی عمیق مطرح می نماید که امروزه نیز ذهن انسان متفکر را به خود جلب نموده است:

ترکیب پیاله را که در هم پیوست بشکستن آن روا نمی دارد مست

چندین سر و پای نازنینان جهان از مهر که پیوست و به کین که شکست



دارنده چو ترکیب طبایع آراست باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست

گر نیک نیامد این صور عیب کراست؟ ور نیک آمد، خرابی از بهر چه خواست؟



در دايره اي کامدن و رفتن ماست آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست

کس مي نزند دمي در اين معني راست کاين آمدن از کجا و رفتن به کجاست



با این حال وی جستجوی حقیقت و تفکر در زمینه آفرینش را نه تنها مذموم نی داند بلکه می گوید:

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم ایزد داند که آنچه گفت او نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده ام آخر کم از آنم که بدانم که کی ام



با توجه به موارد فوق می توان گفت که خیام همواره از تعصب و اصرار بی مورد در مورد دانستن حقیقت دوری کرده ولی جستجوی آنرا بدون هیچ پیشداوری و تعصبی توصیه می نماید.

نظرات وی در مورد تاریخ هم بسیار جالب توجه است:

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس در پیش نهاده، کله کیکاووس

با کله همیگفت که افسوس افسوس کو بانگ جرسها و چه شد ناله کوس



آن قصر كه بر چرخ همی زد پهلو بر درگه او شهان نهادندی رو

دیدیم كه بر كنگرهاش فاخته ای بنشسته همی گفت كه: كوكو، كوكو؟



آن قصر كه بهرام درو جام گرفت آهو بچه كرد و شیر آرام گرفت

بهرام كه گور میگرفتی همه عمر دیدی كه چگونه گور بهرام گرفت

که همگی بیانگر ناپایداری دنیا است. پس این همه جاه طلبی و جنگ و جدل برای چیست؟ براستی که در فلسفه خیام جایی برای گردنکشی و جاه طلبی باقی نمی ماند.

وی جان و زندگی را به شراب تشبیه کرده که هم موجب سرمستی و شادابی و فراموشی می شود و هم اینکه در قالب کوزه و پیاله قرار می گیرد که می توان کوزه را به بدن انسان یا همین جهان مادی تشبیه کرد

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است لب تشنه لعل آبداری بوده است

این دسته كه بر گردن او میبینی دستی است که بر گردن یاری بوده است



از نطر وی حیات آدمی در طبیعت پس از مرگ وی ادامه می یابد و انسان به طبیعت پیوند می خورد که از این منظر فلسفه شوپنهاور به یاد می آید.

هر سبزه که در کنار جویی رسته است گویی ز لب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه به خواری ننهی کان هم رخ خوب نازنینی بوده است

در نهایت وی در عین طرح این سوالات و مباحث راه حلی نیز در اختیار ما قرار می دهد که همانا قدر زندگی و زنده بودن و لحظات را دانستن و استفاده همراه با شادکامی و لذت از حیات است چرا که در این بی اطلاعی و امتداد زمان و مکان که نه خبری از آغاز هست و نه اطلاعی از پایان چه بهتر که قدر اکنون و بودن دانسته شود و به قول شکسپیر بودن یا نبودن مساله این است تا زمانی که هستیم از هستی خود و از طبیعت که خود ما هم جزیی از آنیم و روح و حقیقت وجود گذشتگانمان و کل حیات در آن مستتر است لذت ببریم.

چون مي گذرد عمر چه شيرين و چه تلخ پيمانه چو پر شد چه نيشابور و چه بلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسي از سلخ به غره آيد از غره به سلخ



روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده است، فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن



ای دوست غم جهان بیهوده مخور بیهوده غم جهان فرسوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده خوش باش و غم بوده و نابوده مخور



خيام اگر ز باده مستى خوش باش با ماه رخى اگر نشستى خوش باش

چون عاقبت كار جهان نيستى است انگار كه نيستى، چو هستى خوش باش



آنانكه ز پيش رفته‌اند اى ساقى درخاك غرور خفته‌اند اى ساقى

رو باده خور و حقيقت از من بشنو باد است هرآنچه گفته‌اند اى ساقى



نکات خواندنی در مورد خیام

- در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده‌است

- در فرانسه و مصر شراب‌هایی به نام خیام تولید می‌شود

- یکی از حفره‌های ماه به افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌است.

- در سال ۱۸۹۲ م. در لندن انجمنی تأسیس شد بنام «عمرخیام کلوب» یعنی انجمن عمر خیام و موسسان آن از فضلاء و ادباء و بعضی ارباب جراید بودند

- وی یکی از موضوعات بحث میان دو تن از شخصیت‌های رمان گرگ دریا نوشته جک لندن است.

-در یکی از رمان‌های ایرانی به نام خیام و آن دروغ دلاویز(نوشته هوشنگ معین‌زاده)، روح خیام نقشی - محوری دارد

-وی شخصیت اصلی رمان سمرقند نوشته امین معلوف است.

-سیارکی در سال ۱۹۸۰ به نام وی نامگذاری شد.(۳۰۹۵ Omarkhayyam)

- خیام یکی از شخصیت های داستان زیبای معصومه شیرازی اثر محــمد علی جمال زاده است

-در فیلم پسر سندباد وی به صورت شخصیتی کمیک ظاهر می شود

-مارتین لوتر کینگ در سخنرانی خود تحت عنوان چرا من با جنگ ویتنام مخالفم به نقل قول از خیام می پردازد

-زندگی وی در سال 1957 تحت عنوان فیلمی با نام عمر خیام با بازی Cornel Wilde, Debra Paget, Raymond Massey, Michael Rennie, John Derek به تصویر کشیده شد

-در سال 2005 کارگردان ایرانی – آمریکایی کیوان مشایخ تئاتری بر اساس زندگی وی اجرا کرد



مراجع

1- رباعیات خیام، گردآوری محمد علی فروغی.

2- كتاب «ترانههای خیام»، صادق هدایت. امیركبیر، تهران، 1342.

3- زندگی خیام، نوشته مصطفی بادکوبه ای هزاوه ای.

4- خیّام، خلاصهٔ زندگی‌نامه علمی داشمندان. ترجمهٔ دکتر کیومرث مهاجر.

5- Omar Khayyam". Encyclopædia Britannica. (2007).

6- Omar Khayyám, From Wikipedia, the free encyclopedia.











مثلث خیام را در برخی منابع به ندرت «مثلث خیام-پاسکال-نیوتن» نیز می‌گویند. این مثلث در زبان‌های گوناگون نام‌های دیگری نیز دارد در زبان انگلیسی «مثلث پاسکال»، ایتالیایی «مثلث تارتالیا» و در زبان چینی «مثلث یانگ هویی» نام گرفته‌است. در آثار متون سانسکریتِ پینگالا ریاضی‌دان هندی نشانه‌هایی از استفاده از این بسط دیده می‌شود. در همان دوران عمر خیام ریاضی‌دان ایرانی ادعای کشف روشی جبری برای به دست آوردن ضرایب بسط دوجمله‌ای می‌کند. کتاب «مشکلات الحساب»، کتابی که اثبات‌های این ادعا در آن آمده هنوز کشف نشده ولی در آثار طوسی تأثیر گرفته از او ضرایب را تا توان ۱۲ می‌توان دید[۲]. بعد از او در قرن ۱۲ میلادی در آثار یانگ هویی ریاضی‌دان چینی، شکل مثلث به چشم می‌خورد. در قرن ۱۶ میلادی ریاضی‌دان ایتالیایی تارتالیا هم از خود این مثلث را به جا گذاشته و پس از یک قرن پاسکال ریاضی‌دان فرانسوی هم دوره با نیوتون روی این بسط و مثلث حسابی آن کار کرد.

مثلث خیام با ++c

• برنامه ای بنویسید که اعداد زیر را به کمک یک ماتریس تا 10 سطر ساخته و چاپ کند:

1

1 1

1 2 1

1 3 3 1

1 4 6 4 1

1 5 .. .. .. ..



این مثلث اعداد را مثلث خیام نیوتن میگویند. اگر ماتریسی را به این شکل در نظر بگیریم:

1 .. .. .. .. ..

1 1 .. .. .. ..

1 2 1 .. .. ..

1 3 3 1 .. ..

1 4 6 4 1 ..

.. .. .. .. .. ..

میتوان گفت هر درایۀ ماتریس پایین مثلثی از جمع دو درایۀ بالا و بالا سمت چپ خود درست شده است یعنی:

ai,j = ai-1,j + ai-1,j-1



int main()

{

int a[10][10], i;

for(i=0;i<10;i++) //ابتدا ستون اول و قطر اصلی را برابر یک قرار میدهیم

{

a[i][0]= 1;

a[i][i] = 1;

}



for(i=2;i<10;i++) //باقی خانه ها را به شکل یاد شده محاسبه میکنیم

for(j=1; j<i; j++)

a[i][j] = a[i][j-1] + a[i-1][j-1];



for(i=0;i<10;i++) //چاپ ماتریس پایین مثلثی

{

for(j=0; j<9-i; j++) // چاپ فضای خالی قبل از اعداد برای ساختن شکل مورد نظر

cout<< " ";

for(j=0; j<=i; j++) // چاپ درایه های ماتریس

cout << a[i][j];

}

}

توضیح

مثلث خیام، مثلث پاسکال، مثلث تارتالیا یا مثلث خیام - پاسکال به آرایش مثلثی شکل ضرایب بسط دو جمله ای گفته می شود.



خواص مثلث پاسکال

برای مطالعه ی خواص جمله های مثلث کافی هست از تعریف استفاده کنیم







دنباله‌های ویژه در داخل مثلث پاسکال

1. دنباته توان 2:

دنباله توان 2 به صورت زیر می باشد



الگوی جالبی در داخل مثلث پاسکال برای محاسبه توان 2 وجود دارد:

ی ویژه در داخل مثلث پاسکال [ویرایش]

1. دنباته توان 2:

دنباله توان 2 به صورت زیر می باشد



الگوی جالبی در داخل مثلث پاسکال برای محاسبه توان 2 وجود دارد:



به رابطه (3.3)اگر جمع عناصر هر سطر به ترتیب توان 2 ایجاد میکند با توجه



اگر a=1وb=-1به رابطه ی زیر میرسیم



در رابطه اخیر اگر n=0قرارداد 1=00 با مشتق گیری از طرفین از طرفین رابطه ی (3.3)برای a=xوb=1داریم



حال اگر x=1یا x=-1باشد



با مشتق گرفتن از مراتب بالاتر از رابطه ی (4.3)به روابط دیگری دست می یابیم با تعویض عمل مشتق گیری با روابط دیگری به دست می اید.

##دنباله ی توان های عدد 11:



در حالت کلی اگر جمله های سطر nام مثلث را از راست به چپ از دیدگاه تعداد یکان دهگان ...نگاهکنیم وبدین طریق عدد Nnرابسازیم طبق اتحاد دو جمله ای خیام عدد Nnتوانی از 11 است



مثلا:





در مورد سطر 7ام دقت کنید .الگوی زیر رعایت شده.





دنبالهٔ اعداد مصور

در مثلث پاسکال قطر از اعداد طبیعی، قطر 2 از اعداد مثلثی وقطر3 از اعداد 4وجهی تشکیل شده اند.



ا نگاه به قطرهای مثلث ملاحظه می شود که هر عدد مثلثی مجموع چند عدد طبیعی وهر عدد 4 وجهی مجموع چند عدد مثلثی است.به طور کلی می توان گفت که قطر kام از اعداد مصور kبعدی تشکیل شده اند که به صورت (c(n,kمی باشد.در ضمن داریم:



دنبالهٔ فیبوناچی

اگر قطرها را با شیب بیشتر انتخاب کنیم.داریم:



مجموعه اعداد روی قطر ها دنباله ی :

...و13و8و5و3و1و1

تشکیل می دهد.در این دنباله جمله اول ودوم 1 است بقیه جملات جمع دو جمله قبلی اش می شوند

F1=F2=1 Fn+2=Fn+1+Fn

اثبات این خاصیت به وسیله مثلث به راحتی قابل مشاهده است. اگرشیب قطر های فیبوناچی را بیشتر کنیم.به تعمیمی از این دنباله دست خواهیم یافت



اگر ان را با Gn نمایش دهیم داریم

G1=G2=G3=1 Gn+2=Gn+1+Gn-1

تعمیم های مختلف از دنباله فیبوناچی داریم.

دنبالهٔ (c(2n,n [ویرایش]

دنباله واقع بر عمود منصف مثلث را به صورت زیر در نظر می گیریم....و252و70و20و6و2و1



تعمیم دنباله بالا به صورت زیر است



به عبارت دیگر مجموع مربعات جمله های سطر nام برابر است با رآس تحتانی یک لوزی که این لوزی که این سطر یکی از قطرهای ان می باشد.



ویژگی هندسی فانگ

ایا دو عدددر مثلث پاسکال می توان یافت که مجموع یا تفاضلشان مربع کامل باشد؟ عناصر واقع در قطر 3، اعداد مثلثی هستندو نیز مجموع 2 عدد مثلثی متوالی یک مربع کامل است.اگر Tnنشان دهنده nامین عدد مثلثی باشد.داریم:

Tn+Tn+1=n2

واین نتیجه می دهد.





برای تفریق داریم





ویژگی چوب چوگان

تساوی زیر را در نظر بگیرید.



اگر هر کدام از عناصر دو طرف تساوی را به صورت نقاط هندسی در نظر بگیرید





اگر طول چوب چوگان را kدر نظر بگیریم(رابطه بالا را تعمیم دهید)



ضرب صلیبی

در اینجا مستطیل هایی را به صورت قائم الزاویه و افقی در داخل مثلث خیام در نظر می گیریم.رئوس این مستطیل ها که بر روی درایه های این مثلث واقع شده اند در اینجا رابطه ای بر حسب درایه های واقع بر رئوس این مستطیل به دست می اوریم. نکته جالب این است که با لغزاندن مستطیل به نحوی که نقطه ی cدر طول قطر (در امتداد پیکان)جا به جا شود

همواره نسبت (a*d)/(c*b)یک مقدار ثابت خواهد بوذ





ستارهٔ داود

در خاصیت ضرب صلیبی اگر به جای مسطتیل ها یک ستاره به صورت زیر در نظر بگیریم به قسمتی که رئوس ان بر درایه های مثلث خیام قرار گیرند.به تساوی زیر میرسیم.



در مرکز این ستاره عنصر



قرار دارد



مثلث خیام–پاسکال و مثلث سرپینسکی

حال با این توضیح مختصر در مورد برخال‌ها برمی‌گردیم به «مثلث خیام – پاسکال». در مورد این مثلث زیاد شنیده‌ایم از جمله در مورد کاربرد فراوانش در نظریه‌ی اعداد و ترکیبیات. حال می‌خواهم یکبرخال ساده را در این مثلث به شما نشان دهم. موضوعی که باعث می‌شود این مثلث جایی را نیز در دنیای برخال‌ها یعنی سیستم‌های دینامیکی پیدا کند. مسأله خیلی ساده است، تمام اعداد زوج را در «مثلث خیام – پاسکال» پاک کنید، آن‌چه باقی می‌ماند برخالی معروف است با نام «مثلث سرپینسکی»:





خیام و ریاضیات

پیش از کشف رساله خیام در جبر، شهرت او در مشرق ‌زمین به واسطه اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب به واسطه ترجمه رباعیاتش بوده است و تقریباً تا حدود قرن ۱۹ میلادی از تحقیقات جبری او اطلاعی در دست نبود. به همین دلیل کوشش‌ها و تحقیقات خیام در علم جبر تأثیر چندانی در بسط این علم نداشته است و در آن زمان اروپائیان در جبر به مرحله‌ای رسیده بودند که آشنایی با رساله‌های خیام تنها از جنبه تاریخی برای آنها با اهمیت بوده است. قدیمی‌ترین کتابی که از خیام اسمی به میان آورده و نویسندهٔ آن هم عصر خیام بوده، نظامی عروضی مؤلف «چهار مقاله» است. ولی او خیام را در ردیف منجمین ذکر می‌کند و اسمی از رباعیات او نمی‌آورد.



با این وجود جورج سارتن با نام بردن از خیام به عنوان یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرون وسطی چنین می‌نویسد:



خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل (در اغلب موارد ناقص) هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون وسطائی و احتمالاً برجسته‌ترین آنها در این علم است.



خیام در مقام ریاضی‌دان و ستاره ‌شناس تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالة فی البراهین علی مسائل ‌الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند. او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مخروط‌ها با هم قابل حل هستند.

برگن معتقد است که «هر کس که ترجمهٔ انگلیسی [جبر خیام] به توسط کثیر را بخواند استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و، نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شد.»

مسلم است که خیام در رساله‌هایش از وجود جوابهای منفی و موهومی در معادلات آگاهی نداشته است و جواب صفر را نیز در نظر نمی‌گرفته است.



یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. به نظر می‌رسد که تنها نسخه کامل باقیمانده از این کتاب در کتابخانه لیدن در هلند قرار دارد.

درکتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) هرچند این رساله هرگز پیدا نشد اما خیام خود به این کتاب اشاره کرده است و ادعا می‌کند قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a + b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب است.



به هر حال قواعد این بسط تا n = 12 توسط طوسی (که بیشترین تاثیر را از خیام گرفته) در کتاب «جوامع الحساب» آورده شده است. روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان‌ها آنرا به نام مثلث پاسکال می‌شناسند که البته خدشه‌ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب نیست.

خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسالهٔ تقسیم یک چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.



مهم‌ترین دست‌آوردها:

ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌ها هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس.

در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفقترین کاری است که دانشمندی مسلمان انجام داده است.

او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلا جوابی نداشته باشند. آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.

نخستین کسی بود که گفت معادلهٔ درجهٔ سوم را نمی‌توان عموما با تبدیل به معادله‌های درجهٔ دوم حل کرد، اما می‌توان با بکار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت.

در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم، ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام فرض کرده بود قرار میدهد و کوشش میکند که فرضهای حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.





**



مثلث خيام ـ پاسكال يكي از زيباترين نگاره‌‌هاي عددي است كه در تاريخ رياضيات مورد توجه رياضيدانان قرار گرفته است.





1

1 1

۱ ۲ ۱

1 3 3 1

1 4 6 4 1

1 5 10 10 5 1

1 6 15 20 15 6 1



و........





به سهولت مشخص مي‌شود كه هر سطر با سطر بالاتر از خود چه رابطه‌اي دارد.

يكي از خواص اين مثلث آن است كه مجموع اعداد هر سطر برابر است با توان‌هاي از صفر تا nعدد 2 حال به بسط دوجمله‌اي خيام ـ نيوتن توجه كنيم:



(a+b)0= 1

(a+b)1= a+b

(a+b)2= a2+2ab +b2

(a+b)3= a3+3a2b + 3ab2+ b3

(a+b)4= a4+4a3b +6a2b2 +4ab3 + b4

(a+b)5= a5+5a4b + 10a3b2+ 10a2b3+ 5ab4+ b5

(a+b)6= a6+ 6a5b+ 15a4b2+ 20a3b3 + 15a2b4+ 6ab5+ b6



اگر به ضرايب بسط دو جمله‌اي توجه شود، همان اعداد مثلث فوق‌الذكر هستند. يا به عبارتي اگر به جاي a و b عدد 1 گذاشته شود، اين بسط، همان مثلث فوق را تشكيل مي‌دهد.





خيام براي حل معادلات درجۀ اول و دوم و سوم آنان را به ترتيب زير طبقه‌بندي كرد.

(معادلاتي كه با علامت * مشخص شده‌اند، قبل از خيام حل شده بودند.)



1- معادلات دوجمله‌اي

* a= x

* a= x2

a= x3

* ax= x

ax2= x3

ax= x3



2- معادلات سه جمله‌اي



* x2+ax= b

* x2+b= ax

* x2= ax+b

* x3+ax2= bx

* x3+bx= ax2

* x3= ax2+bx

1- x3+bx= c

2- x3+c= bx

3- x3= bx+c

4- x3+ax2= c

5- * x3+c= ax2

6- x3= ax2+c



3- معادلات چهار جمله‌اي

7- x3+ax2+bx= c

8- * x3+ax2+c= bx

9- x3+bx+c= ax2

10- x3= ax2+bx+c

11- x3+ax2= bx+c

12- x3+bx= ax2+c

13- x3+c= ax2+bx

از اين 25 نوع معادله، راه‌حل 11 نوع آن، قبل از خيام پيدا شده بود. خيام درستي معادلات حل شده را آزمود و براي بقیه معادله‌ها يا راه‌حل جبري و هندسي و يا تنها راه حل هندسي يافت.

از آن ميان 13 نوع آخر (معادلات درجۀ سوم) را با استفاده از مقاطع مخروطي حل كرد. راه‌حلِ جبري معادلات درجۀ سوم و چهارم آن طور كه محققين تاريخ علم رياضي معتقدند، همان راه حل هندسي خيام براي معادلات درجۀ سوم، با استفاده از مقاطع مخروطي است.

استاد دكتر محسن هشترودي چگونگي استفادۀ اروپائيان را از روش خيام در اختيار ما گذاشته است:

معادلۀ درجۀ سوم را با ضرب كردن در x به معادلۀ درجه چهارم تبديل مي‌كنيم. (پس از خاتمه کار ریشه x= 0 را كنار مي‌گذاريم.)



معادلۀ درجۀ چهارم:

x4+ax3+bx2+cx=0

را با تبديل

x y-a/4 =

مي‌توان به معادله

y4+Ay2+By+C=0

تبديل كرد. روشن است كه تبديل بالا جهت حذف توان سوم مجهول در معادله بوده است. حال چون براي سهولت y را به x نشان دهيم، معادله به صورت زير نوشته مي‌شود.

(ß) x4+Ax2+Bx+C=0

در اين معادله x2= y را جانشين مي‌كنيم. حل معادله (ß) به حل دستگاه دو معادله دو مجهولي زير (دستگاه شمارۀ 1) منجر مي‌شود:

x2=y

y2+Ay+Bx+C=0

از نظر هندسي مسئله به تقاطع دو سهمي بدل مي‌شود كه محورهاي آن‌ها بر هم عمودند؛ زيرا محور سهمي اول يعني x2=y محور oy مي‌باشد و محور سهمي دوم يعني

Y2+Ay+Bx+C=0

موازي با ox است.

اين دو سهمي داراي چهار نقطۀ تقاطع (حقيقي يا موهومي) مي باشند كه بر يك دايره واقعند. (اين را هم خود خيام ثابت كرده است كه نقاط تقاطع دو سهمي روي يك دايره واقع مي شوند.) و مي‌توان به سهولت با افزودن دو معادله دستگاه شمارۀ 1 ، معادله دايره را تعيين كرد. يعني دستگاه شمارۀ 1 و دستگاه شماره 2 (دستگاه زير) داراي جواب‌هاي يكسان هستند.

x2= y

(A-1)y+Bx+c=0 x2+y2 +

كه معادلۀ دوم دستگاه شمارۀ 2 مجموع دو معادلۀ دستگاه شمارۀ 1 مي‌باشد. و مشاهده مي‌شود كه تعيين ريشه‌هاي معادلۀ درجۀ چهارم (ß) به تعيين نقاط تقاطع دايرۀ :

(A-1)y+Bx+c=0 x2+y2 +

با سهمي x2= yمنجر مي‌شود كه طول نقاط تقاطع، چهار ريشۀ معادلۀ (ß) مي‌باشند. به طريق هندسي حل دستگاه شمارۀ 1 يعني تقاطع دو سهمي كه محورهاي آن‌ها بر هم عمودند، به تقاطع يكي از اين سهمي‌ها با دايرۀ مذكور بدل مي‌شود و اين مطلب از استنباط‌هاي خيام در حل معادلات درجۀ سوم نتيجه شده است.



رياضيات، به پيشگامي سزاوارتر است

"حکیم عمر خیام"

حکیم عمر خیام و تفکرات فلسفی او





چند صد سال است كه رباعيات خيام ( اعم از اصيل – الحاقي و مشكوك ) ورد زبان مردم صاحب ذوق و اهل حال است .



رباعيات خيام از لحاظ فلسفي ، آنچنان عميق و پر مغز و گوياست كه براستي حيرت انگيز مي باشد . اسرار ازل – راز وجود آفرينش ، معماي هستي و ... از جمله مسائل فلسفي است كه فكر خيام را بخود مشغول ساخته است .

از ديدگاه خيام ( معماي هنر ناگشودني است ... هر آغازي كه براي جهان تصور شود پنداري بيش نيست ، فرجام زندگي نيز ناپيداست ) (1)

تلاش خيام در زمينه هاي فلسفي بر محور مشكلات و معماها و مجهولات دور مي زند و سعي او برآنست كه حقايق تلخ را بزباني ساده و همه فهم بيان كند و براي حل معضلات ، راه حل هاي منطقي و قابل قبول ارائه دهد .



بقول مرحوم – صادق هدايت : ( خيام سعي مي كند در ترانه هاي خودش به زبان و سبك غريبي ، همه مشكلات و معماها و مجهولات را آشكار و بي پرده حل بكند ، او زير خنده هاي عصباني و رعشه آور ، مسائل ديني و فلسفي را بيان مي كند و بعد راه حل هاي محسوس و عقلي را برايش مي جويد .(2)



خيام در قالب رباعي تمام مسائل مهم و تاريك فلسفي را كه در ادوار مختلف انسان را سرگردان كرده و افكاري را كه جبرا به او تحميل شده و اسراري را كه برايش لاينحل مانده مطرح مي كند . (3)



اين نكات مهم و تاريك فلسفي كه صادق هدايت بدانها اشاره مي كند ، نگراني ها ، دشواريها ، اضطرابها ، معماها ، ياسها و اميدهايي است كه ميليونها انسان را طي قرون و اعصار (حتي عصر حاضر ) به عذاب فكري دچار كرده است و انعكاسي است از دردها رنجها و خوشيهاي بظاهر فريب كه همچنان باقي مانده است .



هدايت كوشيده است تا از خلال رباعيات ( هماهنگ با افكار خودش ) با رقه ي فلسفي را پيدا كند و از اين که بتواند آنرا بيابدمايوس است ، چنانكه مي گويد :



براي اينكه طرز فكر و فلسفه گوينده رباعيات را پيدا كنيم و بشناسيم ناگريزيم كه افكار و فلسفه را چنانكه از رباعياتش مستفاد مي شود بيرون بياوريم ، زيرا جزء اين وسيله ديگري در دسترس مانيست . (4)



علي دشتي نيز بسان صادق هدايت فلسفه ي خيام را از رباعياتش جستجو مي نماد .



به هر حال اين پي گيريها و جستجو ها ، نشانه آنست كه خيام داراي يك انديشه و سليقه مخصوص فلسفي مي باشد و درباره كائنات و جهان هستي با هوشمندي و فراست به مطالعه و نتيجه گيري دست مي زند و مسائل دینی را احیانا بدیده تمسخر می نگرد. یا به بیان دیگر در مسائل ديني رياكاري نمي كند و به جاهلان عالم نما بي هيچ ترحمي مي تازد ، چون به قول صادق هدايت :



فيلسوفي مانند خيام كه فكر آزاد و خرده بين داشته نمي توانسته كوركورانه زير بار احكام تعبدي ، جعلي ، جبري و بي منطق فقهاي زمان خويش برود و به افسانه هاي پوسيده و دام هاي خربگيري آنها ايمان بياورد . (5)



بنا براين خيام دانشمندانه ، انديشه كرده است و مثل يك دانشمند ، آنچه را مشاهده مي كرده و با منطق ذهني او منطبق بوده ة باز مي گفته و ابائي هم از اين بي پروايي نداشته است ، ليكن در بعضي موارد صريح گويي و پرده دري را تبديل به راز داري و بي طرفي نموده و در نوشته ها ، شيوه علماي طبيعي را پيش – گرفته است ، چنانكه در ( نوروز نامه ) مي نويسد : - وايزد تعالي آفتاب را از نور بيافريد و آسمانها و زمين ها را بدو پرورش داد . (6)



اما اين روش و شيوه هميشگي و ثابت نيست ، فيلسوف راز دار زمان ملكشاه ، به هنگام ترانه سرائي با منطقي كوبنده ، افكار بلند و روشن خويش را از پرده استتار و حجاب كتمان بيرون مي ريزد و با توانائي ستايش انگيز در انتخاب كلمات مناسب ، به قوانين محيط خود مي تازد و با خرافات و موهومات آشكار مبارزه مي كند و بدينطريق شيوه جنگ و ستيز با عقيده نادرست در سراسر رباعيات به چشم مي خورد .



از نظر گاه خيام فيلسوف ، هستي و پيدايش در مرگ و نيستي تجلي مي نمايد و راه زندگي به سرزمين مرگ منتهي مي شود كه خود سر منزلي مبهم و مرموز است .(7)



اين ابهام و رمز نيز ارزشي ندارد و تا جايي كه پيدايش و نيستي با مگسي مقايسه مي شود .



يك قطره اب بود با دريا شد



يك ذره خاك با زمين يكتا شد



آمد شدن تواندرين عالم چيست؟



آمد مگسي پديد و ناپديد شد



از مطالعه رباعيات ، بموازات نفي افكار و عقايد علما و فقهاي زمان او ، باين حقيقت برخورد مي كنيم كه فيلسوف آزاده و روشنفكر ، در نتيجه ي پژوهشهاي مستمر و تحقيقات ساليان دراز عمر به اين نتيجه رسيده است كه براي درك بعضي از مسائل مهم ، فكر بشر محدود است و چنين استدلال مي نمايد كه ما نمي دانيم از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت ، آنانكه رفته اند خبري نياورده اند و علاوه اسرار ازل را نه تو داني و نه من چه كسي مي تواند به اسرار پي ببرد ، و گاه همين اسرار معماگونه را هم نفي مي كند و معتقد مي شود كه اگر اسراري هم باشد در زندگي چه تاثيري دارد ؟ و براين پايه : نتيجه مي گيرد كه چرا انسان بيهوده به اميد فرداي موهوم و نا آمده غصه مي بخورد و بالاخره " بهره گيري از دم گذاران زندگي را توصيه مي كند(8). " چون حقيقت زندگي را به جز "دم" چيز ديگري نمي داند و با بلند نظري و آگاهي توصيه مي كند كه براي چنين وضع "مضحكه " كه "زندگي" ناميده شده است ، نبايد درد و رنج را تحمل نمود و خود را دچار غصه و اندود كرد . راه چاه را در " خود بودن " و " خوش زيستن " مي داند و اعتقاد داد ، زماني لذت بخش خواهد بود كه آدمي از قيد ساخته و پرداخته هاي ذهني برهد .



از دي كه گذشت ، هيچ از او ياد مكن



فردا كه نيامدست فرياد مكن



بر نامده و گذشته بنياد مكن



حالي خوش باش و عمر بر باد مكن



خيام به قضا و قدر و سرنوشت و آنچه كه بوده و خواهد بود و يا اتفاق خواهد افتاد احتمالا عقيده داشته و بحث در اين مورد را بي فايده دانسته است و مي گويد :



تا كي زچراغ مسجد و دود كنشت؟



تا چند زيان دوزخ و سود بهشت ؟



رو بر سرلوح بين كه استاد قضا ( قلم ) (9)



روز ازل آنچه بودني بود نوشت.



به نظر خيام ، زندگي حالتي است بين مستي و هشياري و در هشياري خوشي هايي پنهانند و در مستي و بي خبري عقل دچار نقصان مي شود .



تا هشيارم طرب زمن پنهانست



چون مست شدم در خردم نقصاست



حالي است ميان مستي و هشياري



من بنده آن كه زندگاني آنست



و به قول شادروان دكترشريف رحماني: مرگ خوابي طرفه مي باشد ريا كاري بد است.



خيام مردي است دنيا ديده و سرد و گرم روزگار چشيده و تجربه اندوخته، مي داند فرداي نيامده مفهومي ندارد و انسان آزاد انديش، به گذشته اي از دست رفته نیز نمي انديشد و غم مال دنيا را هم نمي خورد.



خيام خوش بودن را توصيه مي كند بنظر من خوش بودن از ديدگاه خيام فيلسوف، اعتنام فرصت از لحظه هاست و انجام كارهاي سود بخش، كارهايي كه چراغ ضمير را روشن مي سازد و خاطر آدمي را شاد مي كند.



تا كي غم آن خورم كه دارم يا نه؟



وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه



پركن قدح باده كه معلوم نيست



كاين دم كه فرو برم برآرم يا نه



خيام درباره شك مي گويد:حال كه حقيقت و يقين مكشوف نيست چرا بايد عمر با شك و ترديد سپري شو« شك و ترديد، كهنه ترين شرنگ غم آلودي است كه معناي ذهن اهل حكمت را آلوده كرده است»(10)



چون نيست حقيقت و يقين اندر دست



نتوان باميد شك همه عمر نشست



هام تا بنهيم جام مي از كف دست



در بي خبري مرد چه هوشيار و چه مست



چنين دستورالعملي از سوي خيام براي زندگاني كردن( با فرض صحت انتساب) از آن جهت قابل اجرا است كه بسياري از دلخوشي ها و سرگرمي هايي كه انسان بخاطر آنها تلاش مي كند و فداكاري مي نمايد، فريبي بيش نيست و خردمندي كه در بررسي امور جهان از ظاهر بگذرد و با ديدن باطن از مسايل سطحي عبور نمايد و حقيقت اشيا را بفهمد آنوقت پوچي و بي اعتباري و سستي همه آنچه را كه دل انگيز مي نمود، درخواهد يافت.



در دهر برنهال تحقيق نرست



زيرا كه درين راه كسي نيست درست



هركس زده است دست در شاخي سست



امروز چو دي شمار و فردا چه نخست



بقول دكتر زرين كوب اديب و مورخ نامدار: « درست است كه بسياري از عقايدو بسياری از سرگرمي هاي ما خلاف عقل و دور از منطق است اما باز دل حكم مي كند كه با اين اوهام خوش بودن لذت دارد و همين لذتست كه پاداش رنجهاي زندگي است و اگر زندگي بكلي فاقد لذت مي بود مثل گور سرد وخاموش بود و به رنج زيستن نمي ارزيد.(11)



با آنكه مي دانيم سرانجام آدمي در خاك تيره جاي گرفتن است معذلك ناچاريم بنحوي خود را سرگرم كنيم چون مرحله كمال براي انسان يكي از مراحل والاي زندگي است و اگر زندگي را غايتي باشد به كمال رسيدن غايت آن خواهد بود.



بنظر آقاي عبدالحسين زرين كوب: غايت زندگي دروني است خود زندگي است كه غايت و هدف زندگي است ، از اين روست كه بايد زندگي را با هر آنچه سبب توسعه و افزايش آنست جستجو كرد و همان راغايت زندگي دانست ....



در حقيقت آنچه حس و عقل هردو بوجود آن شهادت مي دهد زندگي است.(12)



زندگي با همه دردها و رنجها ارزش دلبستگي رادارد، و همين درد و رنجهاست كه آنرا مشخص مي كند و خردمند مي داند كه اين زندگي بي قدر و بها نيست.



جستجوي حقيقت اشيا نظر خيام را بخود معطوف داشته و در اين راه همه مراحل را با ذره بين شك و ترديد بررسي و نگاه كرده و چون رياضي دان و حسابگر هم بوده به اين نتيجه رسيده كه يك زندگي بهر كيفيت، بهتر از نابودي و مرگ مي باشد.

::نگاهی به معماري آرامگاه حکیم عمر خیام



این بنای جادویی کار معمار زبر دستی به نام استاد هوشنگ سیحون است ایشان خود در باره این بنا می گویند :آرامگاه خیام در باغ امامزاده محروق نیشابور قرار داشت اولین کاری که باید انجام می دادم این بود که به گونه ای طراحی کنم که آرامگاه خیام وامامزاده محروق تداخل پیدا نکند به همین منظور من برای باغ محوری عرضی تعریف کردم تا آرامگاه را که در گوشه شمال شرقی باغ قرا داشت از امامزاده جدا کنم . از طرفی دیگر در چهار مقاله عروضی گفتاری از خیام آمده مبنی بر اینکه ایشان گفته اند که :من آرزو دارم مزارم در جایی باشد که در بهاران برگ گل روی مزارم بریزد ) بنا براین من مکانی در باغ را که اختلاف ارتفاع سه متری نسبت به درختان زرد آلوی باغ داشت انتخاب کردم چون این مکان سه متر پائین تر قرار دارد فصل بهار شکوفه های زرد آلو روی مزار میریزد .

خیام ریاضیدان منجم و ادیب بود سعی داشتم که این سه جنبه شخصیتی در مزارش تجلی پیدا کند من ده پایه برای آرامگاه در نظر گرفتم عدد ده ا.لین عدد دو رقمی است و پایه و اساسبسیار از اعداد می باشد از هر پاییه دو تیغه بر پایه مدل ریاضی خاصی به صورت مورب بالا می رود و با دیگر تیغه هابر خورد میکنند و از روبه رو بر روی پایه مقابلشان پائین می آید همه این تیغه های مورب در محور عمودی وسط برج همدیگر را قطع میکنند سطح پیچیده حاصله بر اثر یک فرمول ریاضی به وجود آمده که سنبله جنبه ریاضیان خیام است از طرف دیگر تقاطع تیغه ها در سقف آرامگاه یک ستاره به وجود می اورد که سنبول ستاره شناسی خیام محسوب می شود .



مقبره خيام - نيشابور





مقبره خيام - نيشابور

خیام سرانده رباعیات است من برای اولین بار در ایران از خط شکسته به صورت سیاه مشق استفاده کردم تا مجموعه ای اتزاعی را به وجود بیاورم انتخاب رباعیات نیز به وسله مرحوم استاد جلال همایی انجام شد رباعیاتی اتخاب شد که در اصل بودن آنها شکی وجود نداشته باشد ما بر روی هر کدام از پانل های لوزی دو رباعی به کار بردیم که مجمعا 20رباعی در کل مجموعه نوشته شد .

.:: رباعیات خیام در جهان





گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .

پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .

مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .

مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .

تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .

آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .

منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .

استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :

سي و دو بار انگليسي - شانزده بار فرانسوي - يازده بار اردو - دوازده بار آلماني - چهار بار روسي - چهار بار ترکي - پنج بار ايتاليايي - هشت بار عربي و چند بار به ارمني و سوئدي و دانمارکي ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعياتش به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .







خيامدرقلمرواروپايي



درميانشاعرانفارسيزبانهيچكسشهرتجهانگيرحكيمعمرخيامنيشابوريراندارد. البتهايننكتهقابلذكراستكهباهمةجاذبهولطفيكهرباعياتخياميدارندبيگمانايناشتهارمرهونترجمةمنظومآزادوهنرمندانهاياستكهادواردفيتزجرالد،شاعرانگليسي،بهذوقوسليقةخويشازرباعياتخيامكردهونخستينباربهسال 1859 ميلاديبهطبعرسيدهاستوهماينكارسببنامواعتبارفيتزجرالددرشعروادبياتجهاننيزشدهاست .



امابهقولصادقهدايتشايدكمتركتابيدردنيا (باشد)كهمانندمجموعةترانه‎هايخيامتحسينشده،مردودومنفوربوده،تحريفشده،بهتانخورده،محكومگرديده،حلاجيشده،شهرتعموميودنياگيرپيداكردهوبالاخرهناشناسمانده (است). (1)



وبهقولمجتبيمينوي،خيامتنهامتفكرايرانياستكهزندهوپايندهبودنناموگفتةاودرميانتمامدنيامسلماست .(2)



اماقبلازاينكهبهچگونگيتأثيرشعروشخصيتخيامبرادبياتجهانيبپردازيمبهتراستجزئياتآثارمشهوريراكهدربابخياموشعراودرجهاننگاشتهشده‎اند (اعمازترجمهرباعياتياتحقيقدربابخودوي ) بهاختصارذكركنيم .



ظاهراًاولينكارتحقيقيدربارةخيامكتابياستكهدرسال 1818 ميلادي ( 186 سالپيش) توسطشخصيبهنامنلسونباترجمةتعداديازرباعياتخيامبهزبانفرانسويانجامشدهاست (3). سهسالبعددرسال 1821, حسنمقدم ( علينوروز) نويسندةايرانيساكنپاريسنقديبراينترجمهدرمجلة «پاريس»يكنشريةايرانيچاپپاريسنگاشتهاست(4). درسال 1857 ميلادي « گارسندوتاسي»مترجموشرقشناسمشهورفرانسوي, مقاله‎ايباعنوان «چندنكتهدربابرباعياتخيامدرمجله «ژورنالآزياتيك » منتشركرد. (5)



درسال 1859 ترجمةمنظومرباعياتخيامتوسطاداوردفيتزجرالدانگليسيمنتشرشدوگرچهدرابتداموردتوجهقرارنگرفت , اماچندسالبعدزبانزدهمةمحافلادبيجهانشد . بنابراينبهتراستدرباباينترجمهومحتوايآنبهشرحوايضاحبيشتريبپردازيم :

مي‎دانيمكهترجمةفيتزجرالدتاچندسالناشناسباقيماند. نههيچنشريه‎اينقديبرآننوشتونههيچمجلهايازآننامبرد . اماچندسالبعدودرواقعبههمتيكشاعرونقاشايتالياييموسومبه « دانتيگيبرئيلروستي » ناگهانمحافلادبيازاينگنجپنهانباخبرشدند . بحثومجادلهدربارةاينكهاينكتاببراستييكترجمهاستياسرايندةمرموزآنمي‎خواستهاستچهرةخويشرادرزيرنقابترجمهبپوشاند , بههيجاندامنزدوازاينترجمهيكاسطورهويكافسانهپديدآمد. چاپهايبعديكتاب , شهرتآنرادرسراسرجهانپراكندهكردودرآغازقرنبيستمبهيمنترجمةفيترجرالد،نامخيامدرسراسراقطارعالمپيچيدوپسازكتابمقدسونمايشنامههايشكسپير،پرفروش‎ترينكتابجهانگرديد. بهاينترتيبرباعياتخيامكتابمحبوبنسلجديددرمغربزمينشد, ازحديكشعرگذشت, يكشعارشد , نمادونشانهيكخيزشگشتوخيزشيبهزبانموزونشعرعليهقشريگريوظاهرپرستيبود. (6)



البتهاينسئوالشايدهنوزهممطرحباشدكهشهرتخيامورباعياتاودرجهانتاچهحدمرهوننفسشعروانديشةخياموتاچهحدمديونترجمهوابتكاراداوردفيتزجرالداست. بهعقيدةبسياريازمحققانودانشمنداناينكايندوازهمجداييناپذيرندودرحقيقتيكيهستند. امابايداذعانكردكهاين 75 رباعيكهدراولچاپكتابدرسال 1859 وچاپهايبعديباتعدادبيشتريرباعيبهخوانندگانانگليسيزبانعرضهشده , حتيباتعريف «ترجمةآزاد»همسازگارنيست. شايدبهترباشدبگوييمفيتزجرالدرباعيهايخيامرابهزبانانگليسيبازسرودهاست . البتهمحتوايترجمهبسيارسليسوشيواستومردمانانگليسيزباناحساسنمي‎كنندكهدارندبهجايشعرانگليسيترجمه‎هايدستوپاشكسته‎ايرامي‎خوانند. فيتزجرالدنيزخودبصراحتگفتهاستكهشعراوترجمةلفظبهلفظرباعياتنيست, بلكهبرپايهمفهوموانديشهايكهدرهررباعييادرمجموعچندرباعيآمدهاست, بنايساختنهرپارهشعرانگليسيخودراگذاشتهاست. «الولساتن » ‌ايرانشناسفقيدبريتانياييومترجم «دميباخيام»،دشتي،نيزمعتقداستكهنيتفيتزجرالدبههيچوجهارائهترجمةجديودقيقيازرباعياتخيامبهزبانانگليسينبوده , بلكهقصدويازهمانابتداسرودنمنظومةبلندوبههمپيوسته‎ايبه «سبكشرقي»بودهاست؛كاريكهدرميانشاعرانبريتانياييقرننوزدهمرواجيافتهبود. (7)



بااينهمههيچكسمنكرزيباييوفصاحتترجمةفيتزجرالدنيستوهيچكسنيززيباييشعرفيتزجرالدرابهزيباييوجامعيتتوصيفريچاردلوگاليپينشاعريكهعلاوهبرترجمهتعدادازغزلياتحافظ،رباعياتخيامرانيزدرسال 1897 بهشعرانگليسيترجمهكردهاستبيانننمودهاست.



بهعقيدةاو: « شايدبتوانگفتكهرباعياتدراصلخوديكگلنيستبلكهبرگهايگلسرخاستكهازمجموعآنهاگليبهوجودميآيدونيزشايدكهترجمةفيتزجرالدبهمنزلةنخستينشكفتگياينگلباشدنهشكفتنمجددآن. گلبرگهاازايرانآمدندليكنجادوگريانگليسيبهافسونخويشازآنهاگلسرخروح‎پروريساخت. ازتودةاينگلبرگهايميآلودهفيتزجرالدگلسرخيمركبازصدويكگلبرگبهوجودآوردكهازجهتزيباييوخوشبوييهيچگليبهپايآننمي‎رسد.» (8)



بههرحالدرفاصلةسال 1895 تاسال 1900 ميلادي , رباعياتفيتزجرالدبيستوپنجبارچاپشدوبنابهتحقيقيكهدرسال 1929 توسط « آمبروز . جي . پاتر»دربابكتابشناسيرباعياتخيامبهزبانانگليسيبهعملآمد, تاآنتاريخبررويهمچهارصدودهچاپازرباعياتخيامبهزبانانگليسيوحدود 700 كتابومقاله , تصنيفاتموسيقياييوتئاتريمربوطبهآنديدهشده‎اند.



درخلالقرنبيستمنيزخانهايدرانگلستانوامريكاوقفسةدانشجوييدرايندوكشورنبودكهنسخه‎ايازرباعياتخيامدرآننباشدوسربازانانگليسيدردوجنگجهانياينكتابراهمراهخودمي‎برده‎اند. بهعلاوهازمجموعرباعياتترجمةفيتزجرالد 40 مصراعورباعيرابهصورتمثلسايردرفرهنگتضمينهاونقلقولهاثبتوضبطكردهاند. (9)



اينكازترجمةفيتزجرالدبگذريموببينيماروپاييانديگربخصوصفرانسويزبانانباخيامچهكرده‎اند؟درفرانسهنيزبهسال 1863 , ژ. ب . نيكولا, ترجمة 50 رباعيازخيامرادرمجلة « لوريان»انتشارداد (10) . چهارسالبعدتئوفيلگوتيهشاعرمعروففرانسوي , مقالهايدربابرباعياتخيامدرنشرية « مونيتوراونيورسل » منتشركرد (11 ) . درهمينسالنيكولاكهقبلاً 50 رباعيازخيامراترجمهكردهبود , اينبارترجمةكاملتريازرباعياترادر 299 صفحهدرپاريسانتشارداد . (12) درسال 1875 , يكمحققفرانسويموسومبه «كائون»مقالهايباعنوان «يكاپيكورمسلمانايرانيقرنيازدهم»دربابخيامومحتوايشعراودرمجله « پولتيكاِليترر»درپاريسمنتشركرد (13) درسال 1896 , سيوهفتسالبعدازانتشارترجمةانگليسيفيتزجرالد, ترجمةسهزبانه‎ايبهزبانهايفرانسوي , انگليسيوآلمانيازرباعياتبااستفادهازمتنترجمةفيتزجرالددربوستنامريكادر 598 صفحهبايادداشتهاييدرمقابلةسهترجمهبهكوششناتانهسكلدردوجلدمنتشرشد(14). دوسالبعدبهكوششهمينمحققترجمةپنجزبانه‎ايازرباعياتبهزبانهايانگليسيفرانسوي , آلماني , ايتالياييودانماركيبازهمبااستفادهازمتنفيتزجرالددربوستنولندنهمزمانمنتشرشد.(15)



درسال 1900 ميلاديوباآغازقرنبيستمبازهمبااستفادهازمتنفيتزجرالد , ترجمةديگريبهزبانفرانسويتوسطشارلسيبرليكلولانددراوهايوامريكابهچاپرسيد (16 ) . درهمينسالمقاله‌ايدربابسيرانديشهوتفكرخيامدرمجلةدايرهالمعارفدرپاريسمنتشرشد (17) . دوسالبعددرسال 1902 بحثيتحقيقيدربابخيامدرشماره‎هاي 43و45 مجلة «مركوردوفرانس » بهچاپرسيد (18). سالبعد،ازمتنترجمهشدةنيكولاكهشرحآنقبلاًآمد, ترجمه‎ايبهزبانانگليسيتوسطفردريكبارونكورووبامقدمهايبهقلمناتانهاسكلدرلندنونيويوركمنتشرشد (19) . درهمينسالترجمةمنظوميازرباعياتخيامبااستفادهازمتنفيتزجرالدتوسطفرنانهنريدرپاريسانتشاريافت( 20)

درسال 1905 تحقيقعالمانهايتوسطآرتوركريستنسندانماركيدربابخيامواصالترباعياتاوتوسطدانشگاههايدلبرگبهچاپرسيد (20) . ازهمينمحققمقالهاينيزباعنوان «رساله‌‌ايدربابمابعدالطبيعةخيام» ‌درمجلة « لومونداورينتال»درپاريسمنتشرشد (22 ). دربابكارمحققانهكريستنسنبهتراستتوضيحبيشتريبدهيم:

ازميانمحققانودانشمندانيكهدربارةاصالتويامنسوببودنرباعياتخيامبحثوگفتگوكرده‎اندتنهايكتنهستكهمعيارديگريبرايگزينشرباعياتسرهازناسرهبهكارگرفتهاستوآن،معيارآمارييابسامدياست . اينمحققدانشمندوايرانشناسدانماركيآرتوركريستنسناستكهآثاربرجستةاودربارةموضوعهايمربوطبهفرهنگوتاريخايرانپيشازاسلاماززمرةبهترينودقيقترينآثاريهستندكهدراينزمينه‎هانوشته‎اند. كريستنسندربابخيامدوكتابتأليفنمودهاست،يكيبهنام «تحقيقدربارةرباعياتخيام»كهدركهسال 1905 – همانطوركهقبلاًگفتيم – درهايدلبرگبهچاپرسيدهوبهزبانفرانسهاست, وديگر « بررسيهايانتقاديدربارةرباعياتخيام»كهدركوپنهاكدرسال 1927 انتشاريافتهاستوبهزبانانگليسياست (23). دراينكتابكريستنسنبرمبناي 18 متن (13 متنخطيو 5 متنچاپي) ازميان 1231 رباعيازرباعياتمنسوببهخيامبراساسروشبسامدي, يكصدوبيستويكرباعيرابهعنوانرباعيهاييكهمي‎توانگفتازآنخيامهستند, برگزيدهاستوسپسبراساساينرباعيهابهتشريحوتوصيفشخصيتخياموانديشههاياوپرداختهاست .



البتهتحقيقاتانتقاديدربارةرباعياتخيامقبلازانتشاركتابكريستنسنوازسال 1897 آغازمي‎شوند. دراينسال،پروفسورو.ژوكوفسكيمقالهايتحتعنوان « رباعياتسرگردان»دريادنامةپروفسوربارونو.روزنبنام«المظفريه » منتشرساختودرآنتصريحكردكهبسياربعيدبهنظرمي‎رسدكههمةرباعيهاييكهبهخيامنسبتدادهشدهاستوبهناماوثبتگرديده , باتوجهبهگرايشهايفكريبسيارمتفاوتيكهدرآنهاديدهمي‎شوند, محصولكاريكشخصويكمغزباشد. ژوكوفسكي 82 رباعيرابهعنوان « رباعيهايسرگردان»برشمردكهدرعينآنكهآنهارابهخيامنسبتدادهاند , بهنامشاعرانديگرهمثبتشده‎اند. (14)

درسال 1910 ميلاديسهترجمةجديدازرباعياتخيام, يكيبهشعرفرانسهازنسخةمحفوظدردانشگاهاكسفوردتوسطژولدوبارتولد (25) ودوديگربااستفادهازمتنفيتزجرالدتوسطادمونددولاروبرتدلپوشدرپاريسمنتشرشدندكهدرترجمةسوم 12 تابلويرنگياز،رابيندراناتتاگور،شاعرمشهورهندينيزضميمةمتنشدهبود (26) . دوسالبعدنيزترجمةمنظومديگريبهفرانسهبازهمبااستفادهازمتنفيتزجرالدتوسطهانرهالاردرلندنبهچاپرسيد (27). بينسالهاي 1913 تا 1924, پنجترجمةديگربااستفادهازمتنفيتزجرالدبهزبانفرانسهمنتشرشدند. درسال 1924, ترجمةجديديازرباعياتخيامازمتنفارسيتوسطفرانتزتوسنبامقدمه‎ايازحسنمقدم ( علينوروز) درپاريسبهچاپرسيدكهبامينياتورهاييازهنرمندفرانسويزانكرهمراهبودند. (28)



درسال 1933, ترجمةديگريازمتنفارسيرباعياتاينبارتوسطيكمحققايرانيموسومبه « اعتصامزاده»توسطانتشاراتبروخيمبهشعرفرانسهدرتهرانمنتشرشد (29). همينترجمهسالبعددرپاريسبهچاپرسيد.(30) درسال 1935, آرتورگيمترجممعروفغزلياتحافظ, ترجمةتازه‎ايازرباعياتخيامرابهشعرفرانسهدرپاريسمنتشركرد.(30) بينسالهاي 1935 تا 1945 , 9 ترجمةديگرازرباعياتخيامبهزبانفرانسهمنتشرشدندكهدر 4 ترجمهازمتنانگليسيفيتزجرالداستفادهشدهبود .



درسال 1957, ترجمةفرانتزتوسنبامقدمةعلينوروزتجديدچاپشد (32) . درهمينسالترجمةجديديازرباعياتخيامبامقدمه‎ايازژيلبرلازارتوسط «كلودآنتميرزامحمد » درپاريسمنتشرشد (33) . درسال 1958 ترجمةمنظومجديديازرباعياتخيامازرويقديميتريننسخخطيموجوددراروپاباشرحوتوضيحتوسطپيرپاسكالبهزبانفرانسهدرروممنتشرشد (34). دوسالبعدترجمةديگريازرباعياتباشرحوتوضيحتوسطدكترمحمدمهديفولادونددرپاريسبهچاپرسيد (35). درسال 1965 مقالةعالمانهايدربابزندگيوآثاروافكارخيامبهقلمبوگدانويچشرقشناساروپاييدرمجلة « كوريهدومساژر»منتشرشد (36). وبالاخرهدرهمينسالترجمةجديديازرباعياتخيامتوسطنيكولابهدوزبانفارسيوفرانسهدرپاريسمنتشرشد (37).



ازسال 1965 تاپايانقرننيزترجمه‎هايمتعدديازرباعياتخيامبهزبانهايانگليسي, فرانسوي, آلماني, اردو, عربي, ايتاليايي, تركي, دانماركي, سوئد, ارمني, اسپانيايي, اسپرانتو, گالي, گجراتي, هلندي, مجاريوپرونسيدرصورتگرفتكهبيشترآنهاازمتنانگليسيفيتزجرالدوياازمتنفارسيبود. بالاخرهآخرينآثاريكهدربارةخياموشعرتاسال 1988 ميلاديمنتشرشده‎اندبهشرحزيرهستند:

تحقيقمفصليكهخانمپريچهركسريدربابمقايسهترجمه‎هايانگليسيرباعياتخيامانجامدادهاستودرسال 1975درنيويوركبهچاپرسيدهاست،(38) ترجمه‎ايكهآقايپيترايوريوجانهاثازرباعياتخيامبهزبانانگليسيانجامدادهوتوسطانتشاراتپنگوئندرسال 1981 درلندنبهچاپرسيدهاست (39) وبالاخرهترجمةدوزبانه‎ايكهباعنوان «شرابنيشابور»بهفرانسهوانگليسيباعكسهاييازشاهرخگلستانبانفاستهرچهتمامتردرپاريسبهسال 1988 بهچاپرسيدهاست. (40) البتهبايدايننكتهرايادآوريكردكهتنها «رباعيات»خيامنيستكهموردتوجهجهانيانقرارگرفتهبلكهبهترجمهآثارعلميوينيزتوجهشدهاست .نخستينبارتوماسهايداستادزبانعبريوعربيدانشگاهاكسفورد،دركتابيباعنوان «تاريخاديانفارسيانوپهلويانوماديانقديم » بهزبانلاتينيدرفصلتاريخجلاليواصلاحطريقگاهشماريدرعهدملكشاهسلجوقيازعمرخيامناممي‎بردواورابهعنوانيكيازهشتمنجميمعرفيمي‎كندكهدررصدستارگاننقشداشته‌اندوتقويمرااصلاحكرده‎اند (41). اينكتابدرسال 1700ميلاديبهچاپرسيدهاست. درسال 1742 يكدانشمندهلنديبهنام «ميرمن»بهنسخهايازكتاب «جبرومقابله»عمرخيامدربينكتابهاييكهشخصيبهناموارنربهكتابخانةشهرليدنوقفكردهبودهاستبرمي‎خوردوتوجهعلمارابهآنجلبميكند (42) .



سالهابعدازاينتاريخسديومستشرقفرانسوينسخةناقصياز «جبرومقابل»خيامرادركتابخانةسلطنتيپاريسكشفميكندودربارةآنخبريدرمجلةآسياييجديد (ماهمه 1834)منتشرميسازدوبعدازآنپروفسورليبريدرهمانكتابخانهنسخةكامليازاينكتابمي‎يابد. ازرويايندونسخهونسخةموجوددركتابخانهليدناستكهدكترووپكهمتنكامليازاينكتابراباترجمةفرانسويآندرسال 1851 منتشرميسازد (43).هميندانشمنددرسال 1860 ميلاديتحقيقعالمانهايدرتاريخرياضياتدرمشرقزميندرمجلة «ژورنالآزياتيك»منتشرمي‎كند (44).



ايننكتهراهمبايداضافهكنيمكهبعدازترجمهوانتشارترجمةانگليسي «رباعيات»خيامتوسطفيتزجرالدديرينگذشتكهشرقشناسانوپژوهندگاندرسراسرجهانبهتتبعوتصحيحرباعياتخيامپرداختندكهبهجزيياتكارآنانتاحدامكاندراينمقالهاشارهشد .امابهايناشخاصبايدناممحققانايرانيازجملهصادقهدايت،سعيدنفيسي،محمدعليفروغي،جلالالدينهمايي،عليدشتي،كريمامامي،مجتبيمينوي،رشيدياسمي،محمدمهديفولادوند،حسندانشفر،قاسمغني،حسنشهباز،فريدونبدره‎اي،بهاءالدينخرمشاهي،محمدتقيجعفري،محسنفرزانهوبسياريديگرراافزود.



خیام و دین



اين فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت , کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :





می میخورم و مخالفان از چپ و راست گویند مخور باده که دین را اعداست

چون دانستم می عدو دین است والله بخورم خون عدو را که رواست







تو غره بدانی که می نخوری صد کار کنی که می غلام است آنرا





تا چند زنم بروی دریاها خشت بیزا شدم ز بت پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟ که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟





ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت

تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت





خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .



::آثار خيام



خیام آثار علمی و ادبی بسیار تالیف کرد.



او میزان الحکمت را درباره فیزیک و لوازم الامکنت را در دانش هواشناسی نوشت. نوروزنامه دیگر اثر ادبی اوست، در پدیداری نوروز و آیین پادشاهان ایرانی و اسب و زر و قلم و شرا که در حدود ۴۹۵ هجری قمری نگاشته شده‌است. کتاب جبر و مقابله خیام با تلاش دانش پژوهان اروپایی در سال ۱۷۴۲ در یکی از کتابخانه‌های لیدن یافته شد. این کتاب در ۱۸۱۵ توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد .



رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در بارهٔ معادلات درجهٔ سوم.

رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها.

رساله میزان‌الحکمه.«راه‌حل جبری مسالهٔ تعیین مقادیر طلا و نقره را در آمیزه‌(آلیاژ) معینی به وسیلهٔ وزنهای مخصوص بدست می‌دهد.»

قسطاس المستقیم

رسالهٔ مسائل الحساب، این اثر باقی نمانده‌است.

القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری دربارهٔ موسیقی.

رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال ۴۷۳ نوشته‌است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری بسال ۱۲۳۰ و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال ۱۹۳۳ میلادی چاپ شده‌است.

رساله روضة‌القلوب در کلیات وجود

رساله ضیاء العلی

رساله‌ای در صورت و تضاد

ترجمه خطبه ابن سینا

رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب

رساله مشکلات ایجاب

رساله‌ای در طبیعیات

رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی

رساله نظام الملک در بیان حکومت

رساله لوازم‌الاکمنه

اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن بدست آمده‌است.

نوروزنامه، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده‌است. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن.

رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود ۲۰۰ چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده.

عیون الحکمه

رساله معراجیه

رساله در علم کلیات

رساله در تحقیق معنی وجود

پیش از کشف رساله خیام در جبر، شهرت او در مشرق‌زمین به واسطه اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب به واسطه ترجمه رباعیاتش بوده‌است. اگر چه کارهای خیام در ریاضیات (به ویژه در جبر) به صورت منبع دست اول در بین ریاضی‌دانان اروپایی سدهٔ ۱۹ میلادی مورد استفاده نبوده‌است،می‌توان رد پای خیام را به واسطه طوسی در پیشرفت ریاضیات در اروپا دنبال کرد قدیمی‌ترین کتابی که از خیام اسمی به میان آورده و نویسندهٔ آن هم‌دوره خیام بوده، نظامی عروضی مؤلف «چهار مقاله» است. ولی او خیام را در ردیف منجمین ذکر می‌کند و اسمی از رباعیات او نمی‌آورد. با این وجود جورج سارتنبا نام بردن از خیام به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ریاضیدانان قرون وسطی چنین می‌نویسد:

خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات آورده‌است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل (در اغلب موارد ناقص) هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون وسطائی و احتمالاً برجسته‌ترین آنها در این علم است.

خیام در مقام ریاضی‌دان و ستاره شناس تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می‌کند. او معادلات درجه دوم را از روش‌های هندسی اصول اقلیدس حل می‌کند و سپس نشان می‌دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مخروط‌ها با هم قابل حل هستند. برگن معتقد است که «هر کس که ترجمهٔ انگلیسی [جبر خیام] به توسط کثیر را بخواند استدلالات خیام را بس روشن خواهد یافت و، نیز، از نکات متعدد جالب توجهی در تاریخ انواع مختلف معادلات مطلع خواهد شدمسلم است که خیام در رساله‌هایش از وجود جواب‌های منفی و موهومی در معادلات آگاهی نداشته‌است و جواب صفر را نیز در نظر نمی‌گرفته است.

یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. به نظر می‌رسد که تنها نسخه کامل باقیمانده از این کتاب در کتابخانه لیدن در هلند قرار دارد.

درکتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) هرچند این رساله هرگز پیدا نشد اما خیام خود به این کتاب اشاره کرده‌است و ادعا می‌کند قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a + b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب است.

، به هر حال قواعد این بسط تا n = 12 توسط طوسی (که بیشترین تأثیر را از خیام گرفته) در کتاب «جوامع الحساب» آورده شده‌است. روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان‌ها آن را به نام مثلث پاسکال می‌شناسند که البته خدشه‌ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب نیست.

خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسالهٔ تقسیم یک چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.

مهم‌ترین دست‌آوردها

ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس.

«در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفق‌ترین کاری است که دانشمندی مسلمان انجام داده‌است.»

او نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد و یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند.«آنچه که در هر حالت مفروض اتفاق می‌افتد بستگی به این دارد که مقاطع مخروطی‌ای که وی از آنها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یکدیگر را قطع نکنند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را قطع کنند.»

«نخستین کسی بود که گفت معادلهٔ درجهٔ سوم را نمی‌توان عموماً با تبدیل به معادله‌های درجهٔ دوم حل کرد، اما می‌توان با بکار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت.»

«در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم، ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام فرض کرده بود قرار می‌دهد و کوشش می‌کند که فرضهای حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.»[۵۳]

به خاطر موفقیت خیام در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای (بینوم نیوتن)که البته تا سده قبل نامکشوف مانده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» نامیده می‌شوند.

مرگ خیام



باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، تصویر از کنار آرامگاه امامزاده محروق گرفته شده‌است و در ورودی قدیمی این باغ در تصویر دیده می‌شود.

مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکره‌نویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشته‌اند،اما پس از بررسیهای لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است .مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است ...
Full transcript